جوجه کوچولو و اسباب‌بازی‌هایش

جوجه کوچولو و اسباب‌بازی‌هایش

 

جوجه کوچولو یک اتاق پر از اسباب‌بازی داشت.

ماشین قرمز، توپ زرد، عروسک کوچک، و چند تا لگوی رنگی.

یک روز بعد از بازی، جوجه کوچولو همه اسباب‌بازی‌ها را روی زمین رها کرد و گفت: «خسته‌ام! بعداً جمعشان می‌کنم.»

شب شد.

جوجه کوچولو خواست از اتاق بیرون برود که پایش به یک اسباب‌بازی خورد.

«آخ! نزدیک بود زمین بخورم.»

مامان جوجه آمد و گفت: «اگر اسباب‌بازی‌هایمان را سر جای خود بگذاریم، اتاقمان مرتب و امن می‌شود.»

جوجه کوچولو گفت: «درست می‌گویی مامان. من کمک می‌کنم.»

او ماشین قرمز را داخل جعبه گذاشت، توپ را کنار عروسک گذاشت، و لگوها را مرتب کرد.

وقتی کارش تمام شد، به اتاقش نگاه کرد و خوشحال شد.

گفت: «چه اتاق قشنگی! پیدا کردن اسباب‌بازی‌ها هم راحت‌تر شده.»

مامان جوجه او را بغل کرد و گفت: «آفرین! مرتب بودن یک کار بزرگ برای کوچولوهای بزرگ است.»

پایان

پیام قصه:

مرتب کردن وسایل، مسئولیت‌پذیری و نظم را به کودک یاد می‌دهد.

⇐قصه بعدی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *